سلام
عزیزانم
فک کنم دیروز بود! که از خونه بهم زنگ زدن و گفتن که یه نامه از سفارت برات اومده!؟! آره یه نامه بود! آره فایل نامبرم بود. یادمه چقدر برو بیا کردم تا تونستم مدارک لازم برای تشکیل پرونده مهاجرت به کبک و در نهایت با ذوق و شوق زیاد به دمشق ارسال کنم.
ولی بیشتر که تامل می کنم میبینم که از اون موقه ها تا حالا بیش از سه ساله که گذشته. آره بیش از سه سال من هر روز منتظر دریافت ایمیل دعوت به مصاحبه بودم. هر روز ایمیلم و چک می کردم. باور کنید یه بار صبح یه بار بعد از ظهر و یه بار هم شبها کنترل می کردم. کلی برنامه ریزی کرده بودم که در عرض شش هفت ماه آمادگی پیدا کنم برای مصاحبه- یادمه اون وقتها حدود شش هفت ماه بیشتر طول نمی کشید که نامه دعوت به مصاحبه برات می فرستادن- یه هو جنگ و دعوایی و بکش بکشی تو دمشق و سوریه به راه افتاد که نگو و نپرس! شانس ما رو باش - خدا بگم چیکارت کنه بشاراسد ملعون - نمی شد یه چهار پنج ماه بیشتر تحمل میکردی تا ما خرمون از پل بگذره؟ القصه نشون به اون نشون سفارت کاناداد و کبک در دمشق بسته شد و جند ماه خودشون هم نمی دونستند کجار برن ! بند و بساط و جمع کردن و ناپدید شدن. یکی میگفت می رن دبی، یکی میگفت میرن انکارا، یکی میگفت میرن آذربایجان، یکی می گفت میرن اروپا خلاصه ما دیگه گوگیجه گرفته بودیم که چیکار کنیم. یه مدتی بیخیال شدیم و یه هو ایمیل زدن آقا 120 روز فرصت داری تا مدرک زبان تهیه کنی و برامون بفرستی!!!!! بدو بدو از این طرف به اون طرف، اینقدر برو بیا کردیم تا تونستیم مدرک قابل قبولی از بخش فرهنگی سفارت فرانسه بگیریم و براشون بفرستیم- نمیدونم یادتونه یه مدت سفارت فرانسه هم بخش فرهنگی شو بست و کارمون افتاده بود به دست یکی دو تا از این آموزشگاههای خصوصی و کلاس های چ ...بوووق پفکی که میذاشتن- خلاصه گفتیم دیگه این ماه نیاد ماه بعد حتما مارو دعوت می کنند. زهی خیال باطل- دوباره ایمیل زدن آقا یه بار دیگه 90 روز مهلت داری تا مدارکت و آپدیت کنی!!! این جینگولک بازی ها به خدا مال پارساله ها. گفتیم ای به چشم. دیه مطمئن بودن بهمن یا اسفند می رم مصاحبه، ای خوش خیال - اصولا من آدم خوش خیالی هستم. عید شد و خبری نشد. منم گفتم گور پدر هر چی دعوت به مصاحبه رو کردن، خر ما از کره گی دم نداشت اصلا خری نداشتیم که بخواد دم داشته باشه. گذشت و من هم بیخیال وبلاگ و مصاحبه و کانادا و کبک و تمام آرزوهایی که توی ذهنم ساخته و پرداخته بودم شدم.
گذشت تا دیروز پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 92 آخر شب بود به سرم زد بعد از بستن صفحه فیس بوکم یه سری به ایمیلم بزنم دیدم بلهههههههههههههه توی اینباکس نوشته  Biq Damas و ENTREVUE-VEUILLEZ CONFIRMER یه هو برق از سرم پرید نمیدونم ساعت 12 و یا 12 ونیم بود که داد زدم آی خدا نامه دعوت به مصاحبه!!!!!!!
میدونم که الان بهم می خدیدن که این آقا دیونه شده مگه دعوت به مصاحبه هم این قدر خوشحالی داره ؟
آره عزیزم داره؛ بعد سه سال و نیم داره،
ولی . . . . این تازه اوله راهه !!!!! بذارید برم مصاحبه و برگردم، مصاحبه ما نیمه دوم مهر ماهه. فقط برامون دعا کنید، خواهش می کنم برای من و همسرم دعا کنید تا این مرحله رو هم با موفقیت طی کنیم و بتونیم CSQ و بگیریم. خدایا من و همه دوستام و که توی این راه قدم گذاشتند رو موفق و پیروز کن - آمین